من همینطور نشسته بودم که اولین ابر گنده امسال اومد بالای مشهد و چند ساعتی که موند شروع کرد به باریدن و از اون سمت دیگه احتمالا رفت سمت افغانستان و کشورای شرقی! من هنوز نشسته بودم و یا داشتم به شناسنامه های مردم نگاه می کردم و چک می کردم یا به اون داربستهای لعنتی که از اونور میز معلوم بود خیره شده بودم! فقط به خاطر پولشو قسط دوربینی که خریدم این کاره دانشجویی احمقانه ی ۱۰ ساعت نشستن و توی یک روز رفتم! خدا لعنتت کنه دوربین با اون لنز ۱۸:۵۵ با اینکه حال می کنم باجفتتون!
مهمترین گام در حل یک مشکل بصری کوپزیسیون یا ترکیب بندی آن است! اینو صدبار با خودت تکرار کن!
۳ پایه
کوله
دوچرخه
زبان
کتابهای کهنه
جلال و خرید!
فوتوکپی
...
می گن کاراتو بنویسی یادت نمی ره! ۲ هفتست اینا جلومه بازم یادم می ره! جواب نمی ده!
تو بهشت رضا که قدم می زنی معمولا لحظه های تکی و می بینی، ترسی آدمو می گیره که مبادا تمامه این اتافاقها واقعا وجود داره! مادری که سنگ قبر حک شده ی "بهترینم، محمد افضلی" رو برای بچه 8 سالش انتخاب می کنه!