ـ امان از پروژه!
ـ اینکه یک مدتیه کمپوتی نیست بخورم از نشانه های الهی که دارم خوب می شم!
سلامدیشب در خیال خویش عکس ان دلبر کشیدمذلت بی حد بردم و زحمت بسیار کشیدماول از نقشش گرفتم تا بسازم خرمنی از گلاز پریشانی چو ماری واژگون از سر کشیدممی کشیدم چشمان شهلای خمار الود او رامستی چشمش چو دیدم پر زمی ساغر کشیدممی کشیدم ابروانش بر سحر بر صفحه دلوای از این ابرو کشیدن ناگهان خنجر کشیدمصبح شد دیدم حسرتا بر صفه دلعکس مولایم علی حیدر کشیدمموفق باشید......شوریده
همین طوری بخوای تو خون بشیی نی از فردا از غذام خبری نیس !
خدا رو شکرررررر !!!!!!! همین و بسسسسس
سلام
دیشب در خیال خویش عکس ان دلبر کشیدم
ذلت بی حد بردم و زحمت بسیار کشیدم
اول از نقشش گرفتم تا بسازم خرمنی از گل
از پریشانی چو ماری واژگون از سر کشیدم
می کشیدم چشمان شهلای خمار الود او را
مستی چشمش چو دیدم پر زمی ساغر کشیدم
می کشیدم ابروانش بر سحر بر صفحه دل
وای از این ابرو کشیدن ناگهان خنجر کشیدم
صبح شد دیدم حسرتا بر صفه دل
عکس مولایم علی حیدر کشیدم
موفق باشید......شوریده
همین طوری بخوای تو خون بشیی نی از فردا از غذام خبری نیس !
خدا رو شکرررررر !!!!!!! همین و بسسسسس